ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

11

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

وقتى كه اين خبر به يوسف بن تاشفين رسيد ، به احضار آنان فرمان داد . اولى را كه خواستار مال بود هزار دينار بخشيد ، دومى را كه كار ميخواست به كار گماشت و به سومى كه آرزومند وصال همسر وى بود ، گفت : « اى نادان ، چه چيز ترا بر آن داشت تا آرزوئى را در سر بپرورانى كه بدان نميرسى ؟ » و او را پيش همسر خود فرستاد . آن زن او را سه روز در خيمه‌اى رها كرد و دستور داد در تمام اين مدت فقط يك نوع غذا به او بدهند . پس از سه روز احضارش كرد و پرسيد : « درين مدت چه خوردى ؟ » جواب داد : « غذاى من در تمام اين سه روز يك جور بود . » گفت : « پس بدان كه همه زن‌ها هم يك جور هستند و يك مزه ميدهند . » آنگاه امر كرد كه پول و مال و پوشاك كافى در اختيارش بگذارند و روانه‌اش كنند . شرح كشته شدن فخر الملك فرزند نظام الملك درين سال فخر الملك ، ابو المظفر ، على پسر نظام الملك ، روز عاشورا كشته شد . او بزرگ‌ترين پسر وى بود . و ما پيش ازين وزارت او را در دربار سلطان بركيارق بسال 488 بيان كرديم . او پس از كناره‌گيرى از وزارت عازم نيشابور شد و به دربار سلطان سنجر فرزند ملكشاه ، رسيد و عهده‌دار وزارت وى گرديد . روز عاشوراء روزه گرفت و به ياران خود گفت : « ديشب حسين بن على عليه السلام را در خواب ديدم كه به من ميفرمود : پيش ما بيا و افطار را هم نزد ما بكن . اين خواب فكر مرا مشغول داشته است و از قضا و قدر و مشيت خداوند پرهيز نمىتوان كرد . » به او گفتند : « خداوند ترا حفظ كند . بهتر است كه امروز و